ثقلین فرهنگ زندگي

هيچ انسان عاقلي نيست كه ازاسلام رويگردان باشد

بررسی اسناد حدیث شریف ثقلین (ازپایگاه حوزه )

بررسی سند و راویان حدیث ثقلین و تاریخ صدور آن

پس از ملاحظه نمونه‌هایی از حدیث شریف «ثقلین» اینک مطالبی را در مورد سند، راویان و تاریخ صدور آن ارائه می‌کنیم.

آنچه در این بخش مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، شامل سه مطلب مهم و اساسی است: 1. راویان حدیث شریف ثقلین از میان صحابیان؛ 2. متواتر و صحیح بودن حدیث شریف ثقلین؛ 3. تاریخ صدور حدیث شریف ثقلین.

1. روایان حدیث شریف ثقلین از میان صحابیان

حدیث شریف «ثقلین» در میان علمای مذهب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اهل‌سنت از شهرت بسیار برخوردار است و بدون شک این ناشی از وجود آن در منابع متعدد فریقین و نیز نقل آن توسط تعداد قابل توجهی از اصحاب پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است. طبق تحقیقات انجام گرفته، حدیث شریف «ثقلین» توسط سی و هفت تن از اصحاب پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل و روایت شده است که عبارت‌اند از:26

1. امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام)؛ 2. فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها)؛

3. امام حسن مجتبی(علیه‌السلام)؛ 4. امام حسین(علیه‌السلام)؛ 5. ابوایوب انصاری؛

6. ابوذر غفاری؛ 7. ابورافع؛ 8. ابوسعید خدری؛ 9. ابوشریح خزاعی؛ 10. ابوقدامه انصاری؛ 11. ابولیلی انصاری؛ 12. ابوالهیثم‌ابن‌التیهان؛ 13. ابوهریره؛ 14. ام‌المؤمنین ام‌سلمه؛ 15. ام‌هانی خواهر امام علی(علیه‌السلام)؛ 16. انس‌بن‌مالک؛ 17. برا‌ء‌بن‌عازب؛ 18. جابربن‌عبدالله انصاری؛ 19. جبیربن‌مطعم؛ 20. حذیفة‌بن‌اسید غفاری؛ 21. حذیفة‌بن‌یمان؛ 22. خزیمة‌بن‌ثابت (ذوالشهادتین)؛ 23. زید‌بن‌ارقم؛ 24. زید‌بن‌ثابت؛ 25. سعد‌ابن‌ابی‌وقاص؛ 26. سلمان فارسی؛ 27. سهل‌بن‌سعد؛ 28. ضمیره اسلمی؛ 29. طلحة‌بن‌عبیدالله تمیمی؛ 30. عامربن‌لیلی‌بن‌ضمره؛ 31. عبدالرحمن‌بن‌عوف؛ 32. عبدالله‌بن‌حنطب؛ 33. عبدالله‌بن‌عباس؛ 34. عدی‌بن‌حاتم؛ 35. عقبة‌بن‌عامر؛ 36. عمربن‌خطاب؛ 37. عمروبن‌عاص.

گفتنی است که همین حدیث شریف از‌ امام باقر، امام صادق، امام رضا و امام هادی(علیهم‌السلام) نیز نقل شده است.27 همچنین یادآوری این نکته لازم است که میرحامد‌حسین هندی (م 1306ق) در کتاب گرانقدر عبقات الانوار نام نوزده تابعی و نام بیش از سیصد تن از علما و دانشمندان اهل‌سنت را آورده است که از قرن دوم تا قرن چهاردهم زندگی کرده و حدیث شریف «ثقلین» را نقل و روایت نموده‌اند.28

2. متواتر و صحیح بودن حدیث شریف ثقلین

در مورد متواتر و صحیح بودن حدیث شریف ثقلین باید گفت که این حدیث شریف از دیدگاه فریقین از احادیث متواتر به حساب می‌آید و در عین حال از طریق مذهب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اهل‌سنت با سندهای صحیح و معتبر نقل شده است.

منظور از متواتر، حدیث و خبر جماعتی است که سلسله روات آن تا معصوم، در هر طبقه به حدی باشد که امکان توافق آنها بر کذب، به طور عادی محال باشد و نیز موجب علم گردد.29

با توجه به اینکه حدیث شریف ثقلین را تعداد قابل توجهی از راویان در منابع فریقین روایت کرده‌اند، می‌توان آن را از دیدگاه مذهب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اهل‌سنت حدیث متواتر معرفی نمود.

همچنین علاوه بر علمای حدیثی ما، تعدادی از علمای حدیثی اهل‌سنت نیز حدیث شریف ثقلین را صحیح و معتبر نامیده‌اند که دراینجا به اسامی و کتابهای برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. مسلم‌بن‌حجاج النیسابوری (206 ـ 261ق) با نقل حدیث شریف ثقلین در کتاب صحیح خود، بر صحت و اعتبار آن حدیث شریف صحه گذاشته است. قبلاً روایت زید‌بن‌ارقم در همین زمینه ملاحظه شد.30

2. ابوعیسی محمدبن‌عیسی الترمذی (209 ـ 297ق) در کتاب الجامع الصحیح خود با نقل دو روایت مربوط به ثقلین‌، هر دو روایت را (با همان سند) حدیث حسن (یعنی حدیثی که از نظر اعتبار پس از حدیث صحیح قرار گرفته است) نامیده است‌.31

3. حافظ ابو‌عبدالله الحاکم‌النیسابوری (م 405ق) حدیث شریف ثقلین را در کتاب خود المستدرک علی الصحیحین ذکر نموده و سپس از نقل آن چنین گفته است:

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله؛32

این حدیث [ثقلین] بر اساس شرط بخاری و مسلم (حدیث) صحیحی است ولیکن آن دو این حدیث را [در کتب خود] به طور کامل نقل نکرده‌اند.

4. حافظ ابوالفداء‌اسماعیل‌بن‌کثیر الدمشقی‌(م 774ق) در تفسیر خود، ذیل آیه23 از سوره شوری، حدیث شریف ثقلین را صحیح نامیده است. متن سخن وی و حدیث مورد نظر چنین است:

وقد ثبت فی الصحیح أن رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) قال فی خطبته بغدیرخم: انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله وعترتی وانهما لم یفترقا حتی یردا علی الحوض؛33

‌همانا در [کتاب یا حدیث] صحیح آمده است که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در خطبه غدیرخم چنین فرمود: همانا من در میان شما دو چیز سنگین را می‌گذارم: کتاب خدا و اهل‌بیت من که آن دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا روزی که در کنار حوض بر من وارد شوند.

5. حافظ جلال‌الدین السیوطی (849 ـ 911ق) نیز در کتاب الجامع الصغیر خود، پس از نقل حدیث شریف «ثقلین» از طریق زیدبن‌ثابت، آن را صحیح معرفی کرده است.34

همچنین تعداد دیگری از علما و محدثان مذهل اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اهل‌سنت نیز در کتب و رسائل خود بر صحیح و معتبر بودن حدیث شریف «ثقلین» اذعان و تأکید کرده‌اند.

به طور کلی می‌توان گفت که کسی نمی‌تواند در صحت و اعتبار و شهرت این حدیث شریف خدشه‌ای وارد سازد. چون حدیث شریف ثقلین، علاوه بر متواتر بودن، صحیح و معتبر است که این هم مورد اتفاق فریقین است. البته ممکن است قسمتی از احادیث ثقلین دارای سند ضعیف باشد، ولی این امر هیچ آسیبی به سایر احادیث صحیح و با سند معتبر وارد نمی‌سازد.

3. تاریخ صدور حدیث شریف ثقلین

یکی از مهم‌ترین سؤالات در مورد حدیث شریف ثقلین این است که می‌پرسند: پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) حدیث شریف ثقلین را کِی و کجا بیان کرده است؟ آیا این حدیث شریف تنها در یک مورد توسط آن حضرت(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به گوش امت اسلامی رسانده شده است؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: اگر به منابع مختلف روایی و حدیثی و تفسیری و تاریخی نظر کنیم، خواهیم دید که در این مورد زمانها و مکانهای متفاوتی بیان شده است.

1. طبق روایت جابربن‌عبدالله انصاری، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) این حدیث شریف را در مراسم حجةالوداع و روز عرفه بیان فرموده است.35

2. طبق روایت امیرالمؤمنین، امام علی(علیه‌السلام)، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) حدیث ثقلین را در مسجد خیف فرموده است.36

3. بر اساس روایت زید‌بن‌ارقم، پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آن را در مراسم حجةالوداع و در محل غدیرخم بیان فرموده است.37

4. طبق روایت دیگر جابربن‌عبدالله انصاری، پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آن را در حالت بیماری و در حالی که بر روی منبر نشسته بود، بیان فرموده است.38

5. همچنین بر اساس روایت حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آن را در حالت بیماری آخر عمر گرامی خود، هنگامی که اصحاب آن حضرت(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در اتاق وی جمع شده بودند. بیان کرده است.39

بنابراین، اکنون نتیجه می‌گیریم که حدیث شریف ثقلین در چند مکان و زمان خاص بیان شده است. اما اختلاف و تعدد زمانها و مکانها نباید موجب شک و تردید در مورد اصل آن باشد؛ چون با توجه به اینکه عمل به قرآن و پیروی از اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) در حدیث شریف ثقلین عامل سعادت و رستگاری امت اسلامی بیان شده است، هیچ مانعی ندارد که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به علت اهمیت این موضوع، آن را در زمانها و مکانهای مختلف و حتی بیش از پنج مرتبه بیان فرموده باشد.

دانشمند معروف اهل‌سنت، احمد‌بن‌حجر الهیثمی‌المکی (899 ـ 974ق) پس از شمردن چهار مورد از موارد بیان حدیث ثقلین چنین می‌گوید:

ولا تنافی اذ لامانع من انه کرر علیهم ذلک فی تلک المواطن وغیرها اهتماما بشأن الکتاب العزیز والعتره الطاهره؛40

[اینها] هیچ منافاتی ندارد، چون بر اساس اهتمام به مقام قرآن و عترت طاهره هیچ مانعی ندارد که [پیامبر خدا] این حدیث را در این مکانهای مختلف برای مسلمانان تکرار نموده باشد.

در واقع باید گفت که تکرار حدیث شریف ثقلین در زمانها و مکانهای متعدد و مختلف، از جایگاه مهم قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) خبر می‌دهد که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، آن را عامل رستگاری و دوری از گمراهی امت اسلامی تا روز قیامت معرفی فرموده است.

مفاهیم و حقایق نهفته در حدیث شریف ثقلین

آنچه تاکنون در دو بخش پیشین ملاحظه شد، به اندازه کافی مفهوم و اهمیت حدیث شریف ثقلین را برای هر خواننده روشن می‌سازد. اما اگر در محتوای این حدیث شریف تأمل بیشتری شود، بدون شک قسمتی از مفاهیم و حقایق نهفته در آن برای ما مشخص خواهد شد. اکنون به محتوای حدیث شریف «ثقلین» نگاهی می‌افکنیم و قسمتی از حقایق نهفته در آن را به طور گذرا بررسی می‌کنیم.

1. منظور از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در حدیث شریف ثقلین چه کسانی است؟

در پاسخ این سؤال باید بگوییم که فهمیدن این نکته چندان مشکل نیست و هر کس در محتوای حدیث شریف «ثقلین» اندکی تأمل و تفکر نماید، منظور از اهل‌بیت در آن را به خوبی به دست خواهد آورد. بدون شک منظور از اهل بیت در این حدیث شریف که به عنوان ثقل اصغر (امانت سنگین کوچک‌تر) معرفی شده است، باید کسانی باشند که لیاقت و شرایط رهبری همه جانبه امت اسلامی را داشته و در عین حال از هر گونه لغزش و گناه و انحراف دور باشند. ثقل اکبر (امانت سنگینن بزرگ‌تر) یعنی قرآن کریم نیز دارای چنین ویژگی است و همین ضامن رستگاری و سعادت امت اسلامی است. اما افراد غیر معصوم توان و لیاقت ایفای چنین نقش الهی و بزرگی را ندارند.

بدون شک منظور از اهل‌بیت در حدیث شریف «ثقلین» کسانی هستند که خداوند متعال در آیه33 از سوره احزاب، از تطهیر آنها از هر گونه پلیدی و گناه خبر داده است. بی‌تردید منظور از آنها کسانی است که خداوند متعال در آیه59 از سوره نساء به صاحبان امر واقعی بودن آنها اشاره نموده و بر اطاعت مطلق مسلمانان از آنها تأکید ورزیده است.

اهل‌بیت کسانی هستند که خداوند متعال در آیه43 از سوره نحل، آنها را اهل ذکر واقعی امت اسلامی معرفی نموده و به مراجعه امت اسلامی به آنها دستور داده است. همچنین خداوند متعال در آیه119 از سوره توبه، آنها را راستگویان و صادقان حقیقی معرفی کرده و به همراهی مطلق امت اسلامی با آنها دستور داده است. نیز خداوند متعال در آیه23 از سوره شوری، آنها را نزدیکان پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) معرفی کرده و اجر رسالت آن حضرت(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را دوستی و مودت آن نزدیکان قرار داده است.

به علاوه، روایات موجود در منابع فریقین نیز بیان‌کننده این نکته است که پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بارها و در موارد متعدد، امام علی، فاطمه، حسن، حسین و امامانی از اولاد امام حسین(علیهم‌السلام) را اهل‌بیت خود معرفی نموده است. طبق برخی از روایات موجود، حدیث شریف «ثقلین» دارای ادامه‌ای است که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در آن منظور از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را به طور روشن بیان فرموده است.

شیخ صدوق (305 ـ 381ق) در کتاب کمال الدین از امام صادق(علیه‌السلام) و آن حضرت نیز از آبای خود چنین نقل می‌کند:

قال رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): انی مخلف فیکم الثقلین: کتاب الله وعترتی اهل‌بیتی، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض کهاتین ـ وضم بین سبابتیه. فقام الیه جابربن‌عبدالله الانصاری وقال: یا رسول‌الله! من عترتک؟ قال: علی والحسن والحسین والائمة من ولد الحسین الی یوم القیامة؛41

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: همانا من در میان شما دو چیز سنگین می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم که اهل‌بیت من هستند. همانا آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا روزی که در کنار حوض بر من وارد شوند. مثل این دو، و آن حضرت(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) دو انگشت سبابه (و اشاره) خود را به هم چسبانید. در این هنگام جابربن‌عبدالله انصاری برخاست و گفت: ای پیامبر خدا؟ عترت شما کیست؟ پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: (عترت من) علی، حسن، حسین و امامان از اولاد حسین(علیهم‌السلام) تا روز قیامت هستند.

خداوند متعال در آیه تطهیر (احزاب: 33) می‌فرماید:

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیراً؛

خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد.

طبق روایات و احادیث موجود، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پس از نزول این آیه، امام علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم‌السلام) را زیر عبای خود قرار داد و چنین گفت:

اللهم هؤلاء اهل‌بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهیرا؛42

پروردگارا! اینان اهل‌بیت من هستند. پس پلیدی و گناه را از آنان دور ساز و آنها را کاملاً پاک کن.

اعتقاد امامیه و بسیاری از علمای اهل‌سنت نیز در این مورد بسیار روشن و واضح است. آنها معتقدند که منظور از اهل‌بیت در حدیث شریف ثقلین، امام علی، فاطمه، حسن، حسین و امامان معصوم از اولاد امام حسین(علیهم‌السلام) هستند.

2. کاربرد واژه «ثقل» در حدیث شریف

واژه «ثقل» در لغت عرب به معنای هر چیز سنگین و در مقابل هر چیز سبک به کار می‌رود.43 اما اینکه چرا پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) قرآن و اهل‌بیت خود(علیهم‌السلام) را دو چیز سنگین نامیده است، چند توجیه دارد:

اول: تمسک و عمل کردن به دستورهای قرآن کریم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، کار بسیار دشواری است.44

دوم: با توجه به اینکه در زبان عربی به هر چیز نفیس و با اهمیت «ثقل» گفته می‌شود، قرآن کریم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به خاطر ارزش و اهمیت بسیار والا، ثقلین، یعنی دو چیز نفیس و ارزشمند نامیده شده‌اند.45

سوم: همچنین برخی از دانشمندان «ثقل» را به معنای بار سفر گرفته و اظهار داشته‌اند هر فردی که خواهان سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی است، باید در این مسیر بار سنگین قرآن و عترت(علیهم‌السلام) را به دوش بکشد و بدین وسیله سعادت خود را تأمین نماید.

3. جدا نشدن قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام)

طبق حدیث شریف «ثقلین»، قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تا روز قیامت از یکدیگر جدا نمی‌شوند و بین آنها رابطه‌ای ناگسستنی وجود دارد. امام علی(علیه‌السلام) در همین زمینه چنین می‌فرماید:

ان الله تبارک وتعالی طهرنا وعصمنا، وجعلنا شهداء علی خلقه وحجته فی ارضه، وجعلنا مع القرآن وجعل القرآن معنا، لا نفارقه ولا یفارقنا؛46

همانا خداوند تبارک و تعالی ما را [از گناهان و پلیدیها] تطهیر نموده و معصوم گردانیده است و ما را بر خلق خود شاهدان و در روی زمین خود حجتهای خویش قرار داده است. [خداوند متعال] ما راهمراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داده است. ما از قرآن جدا نمی‌شویم و قرآن از ما جدا نمی‌شود.

البته امت اسلامی پس از پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بین آن دو امانت بزرگ جدایی انداختند، به گونه‌ای که عده‌ای از مسلمانان به دنبال قرآن رفتند و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را کنار گذاشتند و عده دیگر نیز اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را گرفتند و قرآن را رها کردند و تنها عده بسیار کمی به وصیت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) عمل کردند و از قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) اطاعت نمودند.

بدون شک دسته اول و دسته دوم رستگار به حساب نمی‌آیند و تنها گروه رستگار و سعادتمند، دسته سوم است که هم از قرآن و هم از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) اطاعت می‌کنند.

4. وعده به گمراه نشدن و رسیدن به سعادت در حدیث

چنان‌که در حدیث شریف «ثقلین» ملاحظه می‌شود، اگر امت اسلامی از قرآن و اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) اطاعت نمایند، به آنها وعده «لن تضلوا» داده شده است. طبق قواعد زبان عربی، حرف «لن» برای نفی ابد به کار می‌رود. بنابراین اگر ما مطیع قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) باشیم، بدون شک هرگز گمراه نخواهیم شد.

5. بیان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در کنار قرآن کریم، حاکی از عصمت ائمه(علیهم‌السلام) است.47

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

و انه لکتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید؛48

این کتابی است قطعاً شکست‌ناپذیر که هیچ‌گونه باطلی، نه از پیش و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید، چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است.

اگر هیچ باطلی در قرآن کریم راه نداشته باشد، در اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز راه نخواهد داشت، چرا که آن دو، تا روز قیامت نزد یکدیگر باقی می‌مانند و عهده‌دار رهبری و هدایت امتهای اسلامی هستند. واضح است که عهده‌داران چنین مقام بزرگ و خطیری، باید از هرگونه انحراف و گناه معصوم باشند و الا فلسفه نبوت و رسالت به کلی از بین می‌رود و نتیجه معکوسی خواهد داد. بنابراین، طبق محتوای حدیث شریف «ثقلین»، می‌توان گفت که اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) مانند قرآن کریم از هر گونه انحراف و باطل دور و در واقع معصوم هستند.

6. حجیت قرآن و عترت(علیهم‌السلام)

همان‌گونه که قرآن کریم حجت و نیز بیان‌کننده همه چیز است، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز حجت‌اند و با متکی بودن به قرآن کریم و ویژگیهای الهی، بیان‌کننده همه چیز هستند.49 بنابراین قول، فعل و تقریر اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به طور کلی حجیت دارد و پس از قرآن کریم معتبر شمرده می‌شود.

7. عدم تعارض بین قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام)

با توجه به محتوای حدیث شریف «ثقلین»، نتیجه می‌گیریم که بین قرآن کریم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هیچ‌گونه اختلاف و تعارضی وجود ندارد؛50 چون از نظر عقل و منطق، معرفی دو چیز متعارض با یکدیگر در کنار هم، قابل قبول و شایسته‌ نیست.

اگر احیاناً بین قرآن کریم و سخنان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تعارضی مشاهده شود، این تعارض یا از آن راویان حدیث است و یا ما قادر به درک معنای حقیقی آنها نیستیم. خود اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هیچ‌گاه بر خلاف قرآن کریم سخنی نمی‌گویند و بلکه آنان مفسران حقیقی قرآن کریم هستند. از سوی دیگر، خود آنها دستور داده‌اند که هر چیز (سخن، عمل و تقریر) مخالف با قرآن کریم را کنار بگذاریم و به چنین مطالبی اعتنا نکنیم. در اینجا چند حدیث مربوط به این موضوع را بیان می‌کنیم.

حدیث اول

قال رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): ایها الناس! ما جاءکم عنی یوافق کتاب الله فانا قلته وما جاءکم یخالف کتاب الله فلم أقله؛51

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: ای مردم! آنچه از طرف من به شما رسید و موافق قرآن بود، آن را من گفته‌ام و آنچه به شما رسید و مخالف قرآن بود، من آن را نگفته‌ام.

حدیث دوم

قال رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): ان علی کل حق حقیقة وعلی کل صواب نورا فما وافق کتاب الله فخذوه وما خالف کتاب الله فدعوه؛52

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: همانا برای هر حقی حقیقتی و برای هر درستی نوری است. پس آنچه را موافق قرآن است، اخذ کنید و آنچه را مخالف قرآن است، ترک کنید.

حدیث سوم

قال الامام الصادق(علیه‌السلام): کل شی مردود الی الکتاب والسنة وکل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو زخرف؛53

حضرت امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هر موضوعی باید به قرآن و سنت ارجاع داده شود و هر حدیثی که موافق قرآن نباشد، دروغ خوش‌نماست.

8. لزوم وجود یکی از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در کنار قرآن تا روز قیامت

همان‌گونه که در حدیث شریف «ثقلین» بیان شده است، قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تا روز قیامت قرین هم‌اند و از یکدیگر جدا نمی‌شوند. با توجه به همین نکته می‌توان نتیجه گرفت که باید تا روز قیامت، برای هر زمانی یک رهبر معصوم از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) وجود داشته باشد. این نکته بر وجود حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در زمانهای پس از وفات یازدهمین رهبر معصوم، امام حسن عسکری(علیه‌السلام)، تا زمان نامعلوم

و نامشخص صحه می‌گذارد. چون آن حضرت(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) با وجود غایب بودن از چشمها، زنده است و در وقت خود ظهور خواهد نمود و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.

در واقع انکار وجود امام زمان، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در قرون گذشته و حاضر، انکار سخن پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است که از قرین هم بودن قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تا روز قیامت خبر داده است.

9. اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در برابر قرآن ثقل اصغرند نه در مقابل دیگران

در عبارات مختلف حدیث شریف «ثقلین»، قرآن کریم به عنوان «ثقل اکبر» (امانت سنگین بزرگ‌تر) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به عنوان «ثقل اصغر» (امانت سنگین کوچک‌تر) معرفی شده است. باید بگوییم که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) صرفاً در مقایسه با قرآن کریم (که ثقل اکبر است) کوچک است، ولی نسبت به دیگران بزرگ و با عظمت شمرده می‌شود.

10. جایگزینی سنت به جای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در حدیث ثقلین

در برخی از منابع روایی به احادیث معدودی برخورد می‌کنیم که در آنها به جای تمسک به قرآن و عترت، بر تمسک بر قرآن و سنت تأکید شده است. از آن جمله در حدیث ذیل می‌خوانیم.

قال رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): خلفت فیکم شیئین لن تضلوا بعدهما: کتاب الله وسنتی ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض؛54

پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: من در میان شما دو چیز را گذاشتم که بعد از آنها هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و سنت من که آن دو از یکدیگر جدا نشوند تا روزی که در کنار حوض بر من وارد شوند.

در این‌باره باید بگوییم:

اولاً: برخی از دانشمندان اسلامی چنین احادیثی را از نظر سند ضعیف و غیرمعتبر دانسته و آنها را جعلی معرفی کرده‌اند و معتقدند دشمنان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) آنها را در قبال حدیث متواتر، صحیح و مورد اتفاق «ثقلین» جعل نموده‌اند.

ثانیاً: اگر بر فرض این احادیث جعلی و ضعیف نباشند، در نوبت نخست کاملاً متفاوت از حدیث صحیح و متواتر، ثقلین‌اند و نباید بین آن دو خلط نمود.

ثالثاً: اگر در همین زمینه کمی تفکر شود، روشن می‌شود که این روایت با حدیث شریف ثقلین چندان تعارض ندارد، بلکه از یک نظر مؤید و تصدیق کننده حدیث شریف «ثقلین» است. چون اگر امت اسلامی به دنبال سنت (قول و فعل و تقریر) واقعی و حقیقی پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باشند، بدون شک باید به سراغ اهل‌بیت معصوم آن حضرت(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بروند که طبق اعتراف عقل، دانشمندان مذهب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اهل‌سنت و تاریخ، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) همواره در زمان خود از نظر علم و آگاهی به سنت پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) اعلم و داناتر از دیگران بوده‌اند.

امیرالمؤمنین امام علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام)، اولین فرد از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است که طبق شواهد قطعی و غیر قابل انکار، در میان اصحاب پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) داناترین فرد به سنت و راه و روش پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بوده است. سایر امامان معصوم(علیهم‌السلام) نیز چنین بوده‌اند و نباید فراموش کرد که آنها با اراده خداوند متعال از هر گونه پلیدی و گناه تطهیر شده‌اند و از این رو در همه زمینه‌ها از دیگران لایق‌تر و برترند.

11. رستگاری وعده‌ داده شده در حدیث شریف در قبال عمل به دستورهای ثقلین

نباید فراموش کرد که وعده داده شده در حدیث «ثقلین» در مورد رستگاری امت اسلامی، تنها در گرو عمل آنها به دستورهای قرآن کریم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است و وعده مذکور هیچ‌گاه با ادعای محبت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و معرفی خود به عنوان شیعه و دوستدار آنها تحقق نخواهد یافت.

تعدادی از مسلمانان تنها خود را پیرو و دوستدار اهل‌بیت(علیهم‌السلام) معرفی می‌نمایند، ولی عملاً از دستورهای آنها پیروی نمی‌کنند. این عقیده و روشی نادرست و انحراف‌آمیز است. از طرف دیگر، خود اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز از پیروان و دوستداران خود خواسته‌اند که عملاً راه دین را در پیش بگیرند و از هر گونه ادعای پوچ و انحرافی بپرهیزند. در اینجا به نقل چند حدیث شریف در این زمینه اکتفا می‌کنیم.

حدیث اول

قال امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام): من احبنا فلیعمل بعملنا ولیتجلبب الورع؛55

حضرت امام علی(علیه‌السلام) فرمود: هر کس ما را دوست می‌دارد، باید طبق عمل ما رفتار کند و با تقوا باشد.

حدیث دوم

قال الامام الباقر(علیه‌السلام): ایکتفی من انتحل التشیع ان یقول بحبنا اهل‌البیت؟ فوالله ما شیعتنا الا من اتقی الله واطاعه...؛56

حضرت امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، او را بس است که از محبت ما اهل‌بیت دم زند؟ به خدا شیعه ما نیست، جز آنکه از [مخالفت] خداوند بترسد و او را اطاعت نماید.

حدیث سوم

قال الامام الصادق(علیه‌السلام): لیس منا ـ ولا کرامة ـ من کان فی مصر فیه مأة الف او یزیدون وکان فی ذلک المصر احد اورع منه؛57

حضرت امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: از ما نیست ـ و شرافتی ندارد ـ کسی که در شهری باشد که صد هزار تن یا بیشتر در آن [اهالی] باشد و در آن شهر شخصی پارساتر از او بوده باشد.

بدون شک احادیث مذکور و به ویژه حدیث سوم، مسئولیت بزرگ پیروان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) یعنی لزوم اطاعت عملی از آنان را می‌رساند. بنابراین اولین و اساسی‌ترین شرط رسیدن به رستگاری و سعادت الهی که در حدیث شریف ثقلین به آن وعده داده شده است، عمل به دستورهای قرآن کریم و اطاعت از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است.

پی‌نوشتها:

1. کنزالعمال، علاء‌الدین‌ علی‌المتقی‌بن‌حسام‌الدین الهندی، تصحیح و تعلیق: الشیخ بکری‌حیانی و الشیخ صفوة‌السقا، مؤسسه الرسالة، بیروت، 1989م، ج1، ص183، ح928.

2. آل‌عمران (3)، آیه103.

3. فتح (48)، آیه26.

4. الاصول من الکافی، ابوجعفر محمد‌بن‌یعقوب‌بن‌اسحاق الکلینی، تصحیح و تعلیق: علی‌اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1388ق، ج2، ص308، ح3.

5. سنن ابی‌داود، الحافظ ابوداود سلیمان‌بن‌الاشعث السجستانی‌الازدی، تحقیق:‌محمد محی‌الدین عبدالحمید، دار احیاء‌ التراث العربی، بیروت، بی‌تا، ج4، ص332، ح5121.

6. زمر (39)، آیات18 ـ 17.

7. نساء (4)، آیه59.

8. تحف‌العقول عن آل‌الرسول(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، الشیخ حسین‌بن‌شعبه الحرانی، ترجمه و تصحیح: آیت‌الله کمره‌ای و علی‌اکبر غفاری، انتشارات کتابچی، تهران، چاپ پنجم، 1373ش،‌ ص130؛ نهج‌البلاغه، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق، ص139، نامه53.

9. حشر (59)، آیه7.

10. یونس (10)، آیه35.

11. انعام (6)، آیه117.

12. همان، آیه124.

13. الاصول من الکافی، کتاب الحجة، باب الاشاره والنص علی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، ج1، ص294، ح3.

14. کمال‌الدین وتمام النعمة، ابوجعفر محمد‌بن‌علی شیخ‌صدوق، تصحیح و تعلیق:‌ الشیخ حسین الاعلمی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1991م، ج1، ص225، ح42.

15. الدرة الباهرة، منسوب به شهید اول محمد‌بن‌مکی، ترجمه و تصحیح: عبدالهادی مسعودی، انتشارات زائر، قم، چاپ اول، 1379ش، ص16، ح11.

16. بحارالانوار، ج10، ص369، ح18.

17. صحیح مسلم، مسلم‌بن‌حجاج النیشابوری، دار احیاء ‌التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 2000م، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی‌بن‌ابی‌طالب، ص1043، ح2408.

18. الجامع الصحیح (سنن الترمذی)، ابوعیسی محمد‌بن‌عیسی‌بن‌سوره، تحقیق: ابراهیم‌عطوه‌عوض‌محمدفوائد عبدالباقی و احمدمحمد شاکر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا، ج5، ص662، ح3786.

19. کتاب السنة، الحافظ ابوبکر‌عمرو‌بن‌ابی‌عاصم الضحاک‌بن‌مخلد الشیبانی، تحقیق: محمدناصر‌الدین الالبانی، المکتب الاسلامی، بیروت، چاپ سوم، 1993م، ص630، ح1554.

20. خصائص امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب، الحافظ ابوعبدالرحمن احمد‌بن‌شعیب النسائی، تحقیق: محمدالکاظم المحمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1419ق، ص112، ح78.

21. المستدرک علی الصحیحین، الحافظ ابوعبدالله الحاکم‌النیشابوری، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول،1986م، ج3، ص109.

22. الجامع الصغیر، جلال‌الدین‌بن ابی‌بکر السیوطی، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1981م، ص157، ح2631.

23. کنز العمال، ج13، ص641، ح37621.

24. ینابیع المودة، الشیخ سلیمان ‌القندوزی‌الحنفی، تصحیح و تعلیق: اعلاء‌الدین الاعلمی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1997م، ج1، ص39.

25. نگاه کنید به: المراجعات، عبدالحسین شرف‌الدین، تحقیق: الشیخ حسین الراضی، المجمع العالمی لاهل‌البیت(علیهم‌السلام)، چاپ دوم، قم، 1416ق، ص327 ـ 329.

26. اهل‌البیت فی الکتاب والسنة، محمد ری‌شهری، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1417ق، ص125 ـ 126؛ المراجعات، ص327 (گفتنی است که در این دو کتاب، منابع و مدارک هر یک از موارد مذکور ذکر شده است).

27. اهل‌البیت فی الکتاب والسنة، ص127 (پاورقی).

28. همان، ص127.

29. تلخیص مقباس الهدایة، الشیخ عبدالله‌بن‌محمدحسن المامقانی، ‌تلخیص و تحقیق: علی‌اکبر غفاری، جامعة الامام الصادق(علیه‌السلام)، چاپ اول، 1369ش، ص18.

30. صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام)، ص 1043، ح2408.

31. الجامع الصحییح (سنن الترمذی)، ج5، ص663، ح3786و3788.

32. المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابة، ج3، ص109.

33. تفسیر القرآن العظیم، ابوالفداء اسماعیل‌بن‌کثیر، دارالمعرفة، بیروت، چاپ دوم، 1978م، ج4، ص122.

34. الجامع الصغیر، ص157، ح2631.

35. الجامع الصحیح (سنن الترمذی)، ج5، ص662، ح3786؛ ینابیع المودة، ج1، باب4، ص37.

36. ینابیع المودة، ج1، باب4، ص41 ـ 42.

37. صحیح مسلم، ص1043، ح2408؛ التهذیب، ج6، ص97، ح177؛ خصائص امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، ص112، ح78.

38. ینابیع المودة، ج1، باب4، ص48.

39. همان، ص 47.

40. الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع والزندقة، احمدبن‌حجر الهیثمی‌المکی، مکتبة القاهره، چاپ دوم، 1965م، باب11، فصل1، ص150.

41. کمال‌الدین وتمام النعمة، ج1، باب22، ص233 ـ 234.

42. الجامع الصحیح (سنن الترمذی)، کتاب المناقب، باب مناقب اهل‌البیت(علیهم‌السلام)، ج5، ص663، ح3787. همچنین روایات قریب به همین مضمون را در کتابهای: صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل اهل‌بیت النبی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، ص1049، ح2424 (61)؛ ینابیع المودة، باب33، ج1، ص125 ـ 127؛ خصائص امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب، ص35، ح11 و ص53، ح24 و... ملاحظه فرمایید.

43. لسان العرب، محمد‌بن‌مکرم ابن‌منظور، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1988م، ج2، ص112، ماده «ثقل»؛ مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، تحقیق: صفوان‌عدنان داوودی، دارالقلم، دمشق، چاپ اول، 1996م، ص173، ماده «ثقل».

44. لسان العرب، ج2، ص114.

45. همان.

46. الاصول من الکافی، کتاب الحجة، باب فی ان الائمة شهداء الله عزوجل علی خلقه، ج1، ص191، ح5.

47. حدیث الثقلین، شیخ قوام‌الدین الوشنوی و محمد الواعظ‌الخراسانی، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1995م، ص43.

48. فصلت (41)، آیات41و42.

49. حدیث الثقلین، محمد الواعظ‌الخراسانی، ص43.

50. همان.

51. الاصول من الکافی، کتاب فضل العلم، باب الاخذ بالسنة و شواهد الکتاب، ج1، ص69، ح5.

52. همان، ح1.

53. همان، ح3.

54. کنز العمال، ج1، ص173، ح875.

55. غررالحکم ودررالکلم، عبدالواحد‌بن‌محمد التمیمی‌الامدی، تحقیق: مصطفی درایتی، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، چاپ اول، 1366ش، ص117، ح2045.

56. الاصول من الکافی، کتاب الایمان والکفر، باب الطاعة والتقوی، ج2، ص74، ح3.

57. همان، باب الورع، ج1، ص78، ح10.

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 فروردین1389ساعت 10:7  توسط نصرتي  |